مفهوم خاك
 مفهوم خاك يا soil  از زبان قديمي فرانسوي و ريشه لاتين solum  به معني كف يا زمين مشتق شده است. در نزد عامه مردم لفظ خاك به مواد خاکی خرد شده پوسته زمين اطلاق مي شود و بدين ترتيب از مواد سنگي محكم زيرين متفاوت است. از منظر يك مهندس راه وساختمان خاك را به منزله موادي مي دانند كه براي شالوده ساختمانها، راه ها و باند فرودگاه ها مورد استعمال قرار مي گيرد حال آنكه از نظر يك كشاورز خاك به محيطي گفته مي شود كه گياهان در آن رشد و نمو مي كنند و ماده اي است كه تغذيه و حمايت از گياهان را بر عهده دارد. از نظر علم خاك شناسي خاك محيط زنده اي است كه از تركيب مواد معدني، ماده آلي، آب، هوا و موجودات زنده شامل ميكروارگانسيم ها و كرم ها حاصل شده و همواره بواسطه اثر پنج عامل فيزيكي سازنده آن ( مواد مادري، زمان، آب و هوا، موجودات زنده و توپوگرافي) و مديريت در حال تغيير و تحول است(Hunt and Gilkes, 1992).

مفهوم حاصلخيزي و پتانسيل خاك
در اين مبحث با مفهومي سرو كار داريم كه كيفيت خاك  گفته مي شود. كيفيت خاك عبارت است "توانايي خاصي از خاك براي كاركرد  در شرايط طبيعي و يا در شرايط اكوسيستم طبيعي مديريت شده است به طوري كه بتواند توليدات پايدار گياهي و حيواني را تضمين كند، كيفيت آب و هوا را ثابت نگهدارد و يا بهبود بخشد و سلامتي انسان و موجوداتي را كه در آن زندگي مي كنند تامين نمايد" (Karlen et al., 2001). يك گياه براي استقرار در خاك و ادامه حيات، توليد محصول و تجديد نسل نياز به خاكي دارد كه بتواند آب، مواد مغذي و هوا به ميزان مناسب در اختيار آن قرار دهد. ميزان توانايي خاك در تامين اين نيازها پتانسيل خاك گفته مي شود و نوع بهره برداري از آن را رقم مي زند. پتانسيل خاك "مشخص كننده توانايي و استعداد خاك براي توليد يك گياه مشخص در شرايط خاص مديريت مي باشد" و با حاصلخيزي خاك كه عبارت از "كيفيتي از خاك كه در نتيجه آن مقادير مناسبي از تركيبات و مواد معدني را كه در حال تعادل نيز مي باشد براي رشد در اختيار گياه قرار مي دهد" متفاوت است. به عنوان مثال مناطق خشك عموما داراي خاك هاي حاصلخيزي هستند ولي الزاما چنانچه آب كافي در اختيار آنها قرار نگيرد نمي توانند محصول خوبي توليد كنند. اين توانايي در نوبت خود به خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك كه اصطلاحا  (خصوصيات خاك) گفته مي شود بستگي دارد.